صفحه ساقی نامه
وقتي » سپندارمذگان « فراموش ميشود و » ولنتاين « گرامي!
سايت تابناک در يادداشتي پديده «ولنتاين» و علل گرايش به
اين مسأله در سايه کم توجهي و عدم شناخت داشتههاي ايراني نقد و بررسي شده
است.
در اين يادداشت خواندني آمده است: در حالي که دشمنان ايران زمين از راههاي
گوناگون، ميکوشند ايرانيان را هر چه بيشتر نسبت به فرهنگ ملي خود بيگانه
کنند و متأسفانه در اين راه موفقيتهايي هم به دست آوردهاند، ميبينيم در
اين روزها بسان چند سال گذشته، جوانان ايراني غافل از داشتههاي فرهنگ ملي
و آيينهاي غرور انگيز کهن ايران زمين به تقليد از جوانان غربي در تدارک
مراسمي به عنوان «ولنتاين» ميکوشند.
اين در حالي است که پيشينه تاريخي ولنتاين، تنها به حدود 1700سال پيش
بازميگردد، حال آن که آييني بسيار قديمتر و با شکوهتر با نام
«سپندارمذگان» يا «سپندارمذ» از بيش از پنج هزار سال پيشينه در ايران
برخوردار بوده و ميتوان گفت، ولنتاين کپيبرداري شده اين جشن باستاني
ايراني است.
روز والنتين يا والنتاين، (روز عشاق و يا روز عشقورزي) عيدي در روز
چهاردهم فوريه (28 بهمن ماه و بعضي سالها 29 بهمن ماه) و در برخي
فرهنگها روز ابراز عشق است. تاريخچه کامل و دقيق والنتين در دست نيست؛ اما
آنچه از پيشينه اين روز ميدانيم با افسانه درآميخته است.
در سده سوم ميلادي که مطابق ميشود با اوايل شاهنشاهي ساساني در ايران، در
روم باستان فرمانروايي بوده به نام کلاوديوس دوم (Claudius II) که بر اين
باور بود، مردان مجرد نسبت به آناني که همسر و فرزند دارند، سربازان
جنگجوتر و بهتري هستند. از اين روي، ازدواج را براي سربازان امپراتوري روم
قدغن ميکند.
کلاوديوس به قدري بيرحم و فرمانش به اندازهاي قاطع بود که هيچ کس جرأت
کمک به ازدواج سربازان را نداشت. (شايان ذکر است که در آن هنگام، هنوز
امپراتوري روم، به آيين مسيحيت نگرويده بود و اين امر تقريباً چهل سال پس
از دوران کلاوديوس دوم، يعني در دوران کنستانتين اول، موسوم به کنستانتين
کبير صورت گرفت). اما کشيشي به نام والنتين (والنتيوس)، مخفيانه عقد
سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري ميکرد... . هنگامي که والنتين در
زندان بود، يکي از زندانبانان، دختري نابينا داشت که به زندان ميآمد و به
تفصيل با وَلِنتَين سخن ميگفت و درست پيش از آن که والنتين به اعدام محکوم
شود، براي آن دختر نابينا کارتي فرستاد که بر روي آن نگاشته بود: «از طرف
والنتين ـ تو» (From Your Valentine)»؛ اصطلاحي که تا به امروز مورد
استفاده قرار گرفته و به وفور روي کارتهاي والنتين ديده ميشود... .
اين کارشناس مسائل فرهنگي و ملي کشور در ادامه يادداشت خود با اشاره به
پيشينه غني و عميق ايراني و سپندارمذگان (آيين کهن ايرانيان) آورده است:
سپندارمذگان جشن زمين و گراميداشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا
ميكردند. در اين روز، زنان به شوهران خود با محبت هديه ميدادند و مردان
نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها
اطاعت ميكردند.
بر پايه اين گزارش، هنوز نيز در برخي از گوشههاي ايران زمين مانند اصفهان،
پهله، ري و ديگر شهرهاي ناحيه مرکز و غرب ايران، مراسم جشن اسفندگان همچون
گذشته برگزار ميشود، در اين روز، بانوان لباس و کفش نو ميپوشند، زناني که
مهربان، پاکدامن، پرهيزگار و پارسا بودهاند و در زندگي زناشويي خود
فرزندان نيک را به جامعه تحويل داده، تشويق ميشوند و از مردهاي خود
پيشکشهايي دريافت ميکنند. آنها در اين روز از کارهاي هميشگي خود در خانه
و زندگي معاف شده و مردان و پسران، وظايف جاري زنانه را در خانه به عهده
ميگيرند.
بنابراين، ترديد نميتوان داشت که در صورت بيتوجهي به اين جشنها و
آيينهاي ملي، استحاله اي که با حمله و تاراج بيگانگان ضد ايراني براي
فرهنگ ايراني وجود داشته است، با شدت و حدت بيشتري ادامه خواهد يافت تا
ايرانيان را هر چه بيشتر از پيشينه پر افتخار خود دور کند.در گاهشماريهاي
گوناگون ايراني، هر ماه را سي روز حساب ميكردند و علاوه بر اين که ماهها
نام داشتند، هر يک از روزهاي ماه نيز يک نام داشتند؛ براي نمونه، روز نخست
هر ماه، «روز اورمزد» (خداي يگانه)، روز دوم هر ماه، روز بهمن (سلامت،
انديشه) که نخستين صفت خداوند است، روز سوم هر ماه، ارديبهشت يعني «بهترين
راستي و پاکي» که باز از صفات خداوند است، روز چهارم هر ماه، شهريور يعني
«شاهي و فرمانروايي آرماني» که خاص خداوند است و روز پنجم هر ماه،
«سپندارمذ» بوده است. سپندارمذ، لقب ملي زمين است؛ يعني گستراننده، مقدس،
فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق ميورزد،
زشت و زيبا را به يك چشم مينگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود
امان ميدهد.
"سپندار مذگان" روزي که بايد احيا شود
نمايندگان مجلس درباره "روز عشق" ايرانيان چه گفتند؟
در چند روز گذشته بازار هديه گرفتن و هديه دادن بين برخي جوانان گرم بود
البته به مناسبت روز ولنتاين!
در حالي طي سال هاي اخير ، ولنتاين در ميان بخشي از جامعه ايران گرامي
داشته مي شود که ايرانيان از قديم الايام سنت روز عشق ورزي را داشته اند؛
روزي که در تاريخ کهن ايرانيان سپندارمذگان ناميده شده و همزمان با پايان
بهمن و شروع اسپند ايرانيان قديم جشن گرفته مي شد و مردان براي نامزد و
همسر خود هديه مي دادند و آنها را تکريم مي کردند.
البته آنچه که منجر به رسيدن به وضع فعلي شده قطعا بي توجهي نهادهاي
فرهنگي، رسانه ها و به خصوص رسانه ملي است که تا کنون با کوچک شمردن اين
موضوع به آن نپرداخته اند.
در همين باره ، سايت عصرايران ، موضوع روز ايراني "سپندار مذگان" را با
نمايندگان مجلس در ميان گذاشت تا نظرات آنها را نيز جويا شود . با توجه به
اهميت موضوع ساقي اين گزارش را جهت استفاده دوستان عزيز عينا در اختيار
عزيزان قرار مي دهد.
جالب اينکه برخي نمايندگان مجلس گويي اساسا چيزي به نام سپندارمذگان به
گوششان نخورده بود و حتي يکي از آنان گمان کرد "سپندارمذگان" فحش است که به
او داده مي شود و گوشي را قطع کرد!
دو نفر ديگر ابتدا براي مصاحبه اعلام موافقت کردند ولي بعد از اينکه موضوع
مصاحبه يعني "سپندارمذگان" با آنان مطرح شد ابتدا چند بار سوال کردند: چي؟!
چي؟! و بعد به بهانه هاي مختلف از جمله موقعيتم مناسب نيست؟ داخل جلسه
هستم! صدا نمي آيد ، بعداً تماس بگيريد و ... از مصاحبه خودداري کردند و
شايد هم اساسا در اين باره اطلاعات و ايده و نظري نداشتند که بخواهند مطرح
کنند .
يکي از آنان هم در باره اين موضوع اينگونه گفت: تو اين گيري بيري به چه
چيزي گير داديد!!
يکي ديگر از نمايندگان هم در خصوص علل گرايش جوانان به ولنتاين فکر کرد
ولنتاين نوعي ماده مخدر جديد است و مفصل درباره نقش اشغالگران افغانستان به
خصوص انگليس در افزايش توليد مواد مخدر در افغانستان حرف زد و نسبت به
افزايش مواد مخدر صنعتي هشدار داد!
نائب رئيس کميسيون اجتماعي:
احترام به آداب ملي ، دستور علوي است
در نهايت خبرنگار عصرايران با مجيد نصيرپور نايب رئيس کميسيون اجتماعي مجلس
و خسرو معتضد تاريخ دان معاصر در رابطه با موضوع سپندارمذگان گفتگو کرد که
متن آن را مي خوانيد:
نصيرپور نماينده مردم سراب در رابطه با جايگزين شدن سپندارمذگان با ولنتاين
خاطرنشان کرد: عشق همواره و در همه جوامع امري پسنديده بوده و در مذهب ما
نيز نسبت به آن اشارات و توصيه هاي فراواني شده است و از اين گذشته در
فرهنگ ما از گذشته فرهنگ هديه دادن به همسر و زن جايگاه خاصي داشته است.
نايب رئيس کميسيون اجتماعي مجلس ادامه داد: در اصل اينکه بايد در روز خاصي
از سال علاقه مندان به هم به يکديگر هديه بدهند شکي نيست و اين امر نشان
دهنده مهر و محبت است و اين سنت نه تنها خوب که "ضروري" است چون در روابط
اجتماعي همبستگي مضاعف به وجود مي آيد.
نصير پور در عين حال تاکيدکرد: اما خاستگاه ولنتاين غرب است و آداب آن نيز
با عرف و سنن ما سازگار نيست و به نظر من ماهواره و اينترنت باعث تاثير
پذير شدن جوانان از فرهنگ غربي شده است. ما نيز متاسفانه ما خيلي به اين
مسئله نپرداخته ايم با توجه به اينکه مصداق هديه دادن در ولنتاين جنس مخالف
است آن را خوب و پسنديده نمي دانسته ايم و از اصل موضوع که گرايش جوانان به
آن بوده غافل شده ايم.
اين نماينده مجلس يادآور مي شود: اگر دستگاه ها و نهادهاي فرهنگي عملکرد به
موقعي مي داشتند و راهي را براي جايگزين کردن ولنتاين با روزهاي ملي مثل
سپندارمذگان طراحي مي کردند امروز شاهد اين مسئله نبوديم.
وي مي افزايد: در نامه حضرت علي به مالک اشتر، حضرت به او مي فرمايد در
منطقه اي که عازم آن هستي آداب و سنن و رسم و رسوماتي وجود دارد و در صورت
مخالف نبودن با شرع با اين رسم و رسومات مقابله نکن ؛ اين فراز از نامه
نشان مي دهد در رفتار علوي توجه به آداب ملي مورد تأکيد است.
خسرو معتضد:
بشر احتياج به جشن و شادي دارد
اما خسرو معتضد نويسنده و مورخ معاصر درباره جابجايي سپندار مذگان و
ولنتاين مي گويد: شاعر گفته است آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مي کرد!
وي با بيان اينکه از دوران باستان ايرانيان ايام خاصي را در سال جشن مي
گرفتند و حتي در هر ماه روزي را به شادي مي پرداخته اند عنوان کرد: اشکالي
ندارد جشن هاي خودمان را زنده کنيم ما امردادگان، مهرگان،آبانگان،و ...
داشته ايم و يا مراسم داشته ايم به نام اشتادروز که به مناسبت سپري شدن 80
روز از نوروز ايرانيان جشن مي گرفته اند.
معتضد هشدار مي دهد: ملتي که هويت ملي نداشته باشد به سمت جداسري مي رود
ولي اين هويت ملي است که همه را به هم متصل مي کند و انسجام به وجود مي
آورد.
اين مورخ با انتقاد از مطرح شدن ولنتاين در ايران مي گويد: ولنتاين ربطي به
ما ندارد ؛ علت مطرح شدن اين مراسم غربي است که جوانان ايران را نمي
شناسند، ايراني را که 3هزار سال تاريخ و 10هزار سال سابقه تمدن دارد را نمي
شناسند و اين در حالي است که در سال 1950 يک پروفسور امريکايي به ايران مي
آيد و يک تکه استخوان انسان را کشف مي کند ابتدا سابقه آن را 75 هزار سال
تعيين مي کند اما بعد از انتقال آن به امريکا و بررسي آزمايشگاهي روي ان
مشخص مي شود سابقه آن به 100 هزار سال قبل مي رسيده است.
وي به ضرورت ترويج شادي و بهجت در جامعه اشاره مي کند و مي گويد که درصورت
بي توجهي به اين موضوع مضرات آن بعدها مشخص خواهد شد.
معتضد با بيان اينکه همه چيز را نبايد به ديد مفسده نگريست تاکيد مي کند:
بشر احتياج به جشن و شادي دارد.
اين مورخ در پايان اين گفتگو با تاکيد بر اينکه بي توجهي به آداب و سنن ملي
قطعا آگاهانه و هدفمند نيست مي گويد: نبايد با آداب و سنن دشمني کرد ؛ برخي
دشمنان دوست ندارند اسم ايران وجود داشته باشد و قدرتي به نام ايران باشد و
راه آنان هم از بين بردم هويت ايرانيان است چون آنچه که ترک و فارس و کرد و
لر و بلوچ و عربو ... اعم از سني و شيعه، ارمني و يهودي و زرتشتي را در
ايران به هم متصل مي کند همين هويت ملي است که عامل همبستگي افراد جامعه
است و مراسم هايي همچون سپندار مذگان نشانه هاي از ايراني گري است.
اسپندارمذگان،روز قدرداني از زن و زمين
اسفندگان،روز زمين،زن و گراميداشت مادران و بانوان ايراني
است. سپنتا آرميتي (سپندارمذ)، نماد پاکي،فروتني،محبت و نام يکي ديگر از
امشاسپندان،چهارمين آنهاست. سپندارمذ را در پهلوي سپندارمت، در اوستا سپنتا
آرميتي ودر فارسي سپندارمذ، سپندارمد، اسپندارمد، اسپندارمذ، سفندارمذ
ميگويند.
در فرهنگ ايراني همه روزهاي سال فرخنده بوده و ايرانيان هر زمان که نام ماه
و روز،يکي ميشده را به جشن مينشستهاند از جمله اين روزها پنجمين روز از
ماه اسفند بوده که بنا به دگرگونيهايي که امروز در گاهشمار زردشتي به
وجود آمده است ايرانيان 29 بهمن را روزي براي پاسداشت سپندارمذ مي دانند.
در اين روز مردان و پسران به همسران و مادران خود هديه ميدهند و از آنان
قدرداني ميکنند.«بيدمشک»،گل ويژه سپنتا آرميتي است.
چهار چيز ، موجب تدوين اين حکايت ها شد .
اول : بچه ي ده ساله اي در خانه که بسيار عصباني و تند خو بود و با
عصبانيتش خود و خانواده را آزار مي داد با خود انديشيدم اگر اين بچه همين
طور تند خو و بد اخلاق رشد کند آينده ي درد آور و رنج افزايي خواهد داشت و
از مزاياي زيادي در زندگي بي نصيب خواهد ماند .
دوم : مشاهد ي يک نزاع خطر ناک و بيهوده ي روستايي که جز خشم و ناداني منشا
ديگري نداشت سوم درمان و چاره اي در تند اخلاقي خود همه از دست غير مي نالد
، سعدي از دست خويشتن فرياد ! چهارم : در کتاب فروشي نشسته بودم خانمي گفت
: پسرم نماز نمي خواند ، يک کتابي به من بدهيد که از خدا و پيغمبر و دين و
اخلاق در آن باشد ، بلکه
هدايت شود . دوست کتاب فروش ، چندين کتاب آورد ، يا مطالبش سنگين و يا
قيمتش گران بود . زن گفت : من آن قدر پول
ندارم . من کتابي که قيمتش اندک بود تقديم داشتم ابتياع نمود و تشکر کرد .
فکر کردم کتاب کوچکي تدوين کنم که شايد با خواندن آن خرد سالان و جوانان و
همگان بتوانند از تند خويي خويش بکاهند و با اخلاق خوش زندگي کنند و براي
همه امکان خريد آسان باشد ، کار پسنديده اي است .
دو نکته ديگر هم لازم به ياد آوري است . اول اين که من خود ، اثر حکايت ها
و مطالب اخلاقي را در رفع تند خويي و آرامش روحي در تجربه عملي ديده ام و
هر گاه دچار خشم شده ام ( سعه صدر ) و آرامش يک شخصيت و يا يک نکته ي
اخلاقي را در نظر آورده و آرام يافته ام
و ديگر آن که ، ما نبايد در خريدن کتاب ( مفيد ) خساست ورزيم و از بهاي آن
بترسيم چون ضرر ندانستن اصول و معيارهاي زندگي ، بي اطلاعي از مباني ديني ،
اخلاقي ، بهداشتي ، اقتصادي و سياسي ، زيانش هزار مرتبه بيشتر از بهاي کتاب
است ! ممکن است با خواندن کتابي مشکلي از شما حل شود که اگر ندانيد دچار
خسارت هاي بسيار گرديد ، گرفتار نزاعي شويد ، در ازدواج فريب بخوريد و ...
هزينه هاي بيشتري خرج کنيد .
اگر سري به زندان ها بزنيد و از علل حبس زندانيان جويا شويد ، خواهيد ديد :
نيمي بر اثر خشم مرتکب جرم شده اند و نيمي ديگر قرباني دورغ در معامله گشته
اند . بر اثر خشم چه خانواده هايي از هم پاشيده و چه جناياتي در تاريخ بشر
رخ داده است . بر اثر دروغ در کسب و کار چه کاخ هايي بر افراشته شده و چه
خانه هايي ويران گشته است ! اگر اين نوشته ي نا چيز - تذ کاري اخلاقي است
براي تامل و توجه عميق تر در زندگي خود ما و ارزيابي رفتار و روابط مان با
ديگران - بتواند زنگار از دلي بزدايد و بر لطافت طبعي بيفزايد باطني را
بنماياند ، نگارنده از شادي و شکر و شوق ، سر به آسمان مي سايد .
فرو نشاندن خشم هوشمندي ، از عيسي ( ع ) پرسيد : در جهان هستي ، سخت تر از
همه ي سختي ها چيست ؟
حضرت عيسي ( ع ) در پاسخ گفت : « از همه سخت تر ، خشم خداوندي است که دوزخ
از هيبت آن مي لرزد » هوشمند پرسيد : پناهگاه و امان از خشم خدادر چيست ؟
عيسي ( ع ) گفت : فرو نشاندن خشم !
کظم غيظ است ، اي پسر خط ّ امان خشم حق ياد آور و درکش امان .
خشمگين تر نکنيد فيثاغورث ، فيلسوف بزرگ يو نان باستان ، جمعيتي سرّي تشکيل
داده بود که دستور هايشان نيز سرّي و به صورت رمز بود از جمله دستورات سرّي
آنان اين بود که : « آتش را با کارد به هم نزنيد .» يعني کسي را که خشمگين
است با گفتن سخنان تند ، خشمگين تر نکنيد .

